تبليغاتX
باران تابستان - آرامش و اضطراب

تحصن دانشجویان دانشگاه تربیت معلم

روز دوم

روز سوم

روز چهارم

گزارش روز پنجم و ششم

گزارش رادیو فردا

وضعیت دانشجویان در گفتگو با یکی از متحصنین

محرومیت تحصیلی برای هشت تن از دانشجویان متحصن: عباس رشیدی، مصلح ستاح پور، سیوان فرخزادی، امین آریا، محمد شریفی، فاروغ معروفی، امیر سالاری و امین شجاع

گزارش دوبچه وله

گزارش بی بی سی

گزارش نهمین روز

بیانیه دفتر تحکیم وحدت

از اول هی خودت را می زنی به آن راه... این بار هم مثل دفعات قبل... مگرنبود جمع کردن آن طومار هزار و اندی امضایی برای وزارت خانه؟ اما وضعیت یا شاید حس و حال خودت فرق می کند وقتی بین عکس ها این همه آدم آشنا می بینی. و یکی دو تا را که بی حال روی تخت های درمانگاه افتاده اند. این همانی نیست که هر روز از کنارش می گذشتی؟ آرام و ریز سلامی می کرد و سرش را پایین می انداخت و هفته به هفته یا توی پارک می دیدیش یا قدم زنان توی راهروهای خوابگاه... . این همه شر و شور و انرژی صرف گرفتن حقی می شود که هرگز احقاق خواهد شد. این راهمه خوب می دانیم. اما این فقط یک فریاد است. یک اعتراض. آن هم اگر توی این شرایط به گوش کسی برسد.

دیشب به گفته یکی از بچه ها که هنوز برنگشته بود٬ این تحصن از شب پنج شنبه به طور غیر رسمی شروع شده. ظاهرا کیفیت بد غذا بچه ها را کفری کرده و همه سر جای خودشان شروع کرده اند به داد و بیداد. و اعتصاب غذا ی بیش پنجاه نفر از دانشجویان از دو روز پیش شروع شده. چند شب است که بچه ها توی راهروی دفتر ریاست می خوابند. پی بد شدن حال چند نفر از دانشجوها٬ که تعدادشان تاکنون به هفت نفر رسیده٬ دو دستگاه آمبولانس به قصد انتقال دانشجویان به بیمارستان خواسته وارد دانشگاه شود که حراست مانع شده. و به دستور شخص جناب دکتر طاهر زاده٬ رییس داشگاه٬ هر کسی که دانشگاه را با آمبولانس ترک کند٬ حکم اخراج خودش را صادر کرده. توی بهداری دانشگاه هم که به حمد و قوه ی الهی یک چسب زخم هم پیدا نمی کنی. حراست هم چنین با خانواده ی اکثر دانشجویان متحصن و حتی خیلی ها که حتی به بهانه ی فرجه ها توی دانشگاه هم نیستند(!) تماس گرفته و با اعلام این که پرونده ای سنگین در دادگاه انقلاب در انتظار فرزندانشان است٬ آنان را به شدت نگران وضعیت فرزندانشان کرده.

از صبح سه شنبه هم آب آشامیدنی دانشگاه قطع شده. اینترنت٬ تلفن و خطوط تلفن های همراه هم داخل دانشگاه غیر قابل استفاده شده اند. از امروز به طور رسمی دیگر هیچ راه ارتباطی با دانشجویان متحصن وجود ندارد. ورود و خروج هم که دیگر ممنوع الحمدلله...

خدا برسد به داد بچه ها... آن هم توی ۵ روز تعطیل...

تا جایی که می توانید اخبار دانشگاه تربیت معلم را در وبلاگتان منعکس کنید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و اما طرح محمود احمدی نژاد برای توزیع عادلانه غذا در جهان...

پ ن: عمو جان! برای اولین بار در هفته ی گذشته از این که اینجا نیستی خوشحالم و بی نهایت احساس آرامش می کنم. از این که دیگر حداقل این قدر نزدیک شاهد گل پراکنی(!) های این مرز و بوم پر گه عر نیستی... یادت هست آخرین بار چه سوالی از من پرسیدی؟ گفتی می خواهی معلم شوی یانه؟ و این که از ملزومات این معلم شدن انجام ندادن و دادن و گفتن و نگفتن خیلی چیز هاست. حالا جوابت را می دهم! اگر قرار باشد من هم مثل تو بعد از چندین و چند سال خدمت صادقانه به بچه هایی که می دانم برای خیلی هایشان حتی از خانوده هایشان هم دلسوز تر بودی٬ پشت پا بزنم به خیلی چیزها و کشورم را ترک کنم... نه! هیچ وقت نمی خواهم به قیمت نگفتن و انجام ندادن خیلی چیزها معلم شوم...

نوشته شده توسط دیاکو در ساعت 0:50 | لینک  |